چت اورداپ

پاسخ
خزان بوشهر ٩ بهمن ٩٧
یواشکی بیا ٩ بهمن ٩٧
ماشینش چیه؟

 

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم،
برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟

خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟ پدرم با عصبانیت گفت:
صبر کن، وقتی سرما خوردی می‌فهمی!

اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می‌کرد،
گفت: چه باران بی‌موقعی بود…

این معنی مادر است

پاسخ
خزان بوشهر ۴ بهمن ٩٧
این یعنی مادر
mahsa77 ٩ دي ٩٧
عالی بود همشهری گلم....
آوای بهار ٧ دي ٩٧
گل برای شما

 

مامانم بابامو صدا زد که در شیشه سُس رو باز کنه پدرم بعد از کلی کلنجار نتونست؛ منم خیلی راحت درش رو باز کردم و گفتم: اینم کاری داشت؟! پدرم لبخندی زد و گفت: یادته وقتی بچه بودی من در شیشه رو شل میکردم تا بازش کنی و غرورت نشکنه؟ بدجوری بغض گلومو گرفت...

سلامتی همه باباها!
به سلامتی همه باباهایی که دوسمون دارن ولی خیلی به زبون نمیارن،
به سلامتی همه باباهایی که همیشه بهشون نق زدیم از نداشته هامون ولی هیچوقت ازشون نپرسیدیم تو چی دلت می‌خواد،
به سلامتی کسی که از وقتی به دنیا اومدیم کلی مسئولیت پیدا کرده و خودش رو یادش رفته

به سلامتی همه مامانایی که هروقت صداشون کنیم، میگن: جانم! و هروقت صدامون میکنن، میگیم: چیه؟ ها...؟

به سلامتی مادرایی که میتونند تا 10 تا فرزندشونو نگهداری کنند اما 10 فرزند نمیتونند از یک مادر نگهداری کنند!

به سلامتی مادرایی که با حوصله راه رفتن رو یاد بچه هاشون دادند، ولی تو پیری بچه هاشون خجالت میکشند ویلچرشون رو هل بدند!

به سلامتی مادری که وقتی غذا سرسفره کم میاد، اولین کسی که از اون غذا دوست نداره خودشه!

به سلامتی مادر که دیوارش از همه کوتاه تره!

سلامتیه همه مادرای عزیز که نبودشون اول بدبختی هاست!

صحبتهای فرزندی در کنار مزار پدر و مادرش:
ﻗﻮﻝ ﻣﯿﺪﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺫﯾﺘﺖ ﻧﮑﻨﻢ، ﻗﻮﻝ ﻣﯿﺪﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺴﺨﺮﺕ ﻧﮑﻨﻢ، ﻗﻮﻝ ﻣﯿﺪﻡ ﻧﮕﻢ ﺗﻮ ﺍﻓﮑﺎﺭﺕ ﻋﻘﺐ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﻭ ﻗﺪﯾﻤﯿﻪ، ﻗﻮﻝ ﻣﯿﺪﻡ ناراحتت نکنم، دیگه صدامو روت بلند نمیکنم، فقط برگرد...
قلبم بی تو خالیه... برگرد

ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﯿﻠﯿﺎ ﺑﺎﺷﻪ! ﺗﺎ ﺩﯾﺮ ﻧﺸﺪﻩ ﺧﻮﺩﻣﻮﻧﻮ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﯿﻢ و ﻗﺪﺭﺷﻮﻧﻮ ﺑﺪﻭﻧﯿﻢ...

پاسخ
لیدا30 ١۶ دي ٩٧
مسعودآریایی ٧ دي ٩٧
پاییز جنوب ۶ دي ٩٧
لایک بهت

 


چت اورداپ

غمگین و ناامیدید؟ من فقط به اندازه ی یک دعا با شما فاصله دارم با من حرف بزنید

امیدوارم چیزی که الان از دلت گذشت خیلی زود برآورده شه

پاسخ
صباااا ١١ دي ٩٧
آمیننننننننننن
کامی سیتی ١١ دي ٩٧
خزان بوشهر ١١ دي ٩٧
برآورده نمیشه متاسفانه...

 

در دوران دانشجویی، پنیرتان را از یخچال مشترک خوابگاه کش رفته اند؟ راستش را بگویید آن سال ها با دیدن شیشه مربای هویج متعلق به یکی از دانشجویان، بی آن که به او بگویید، کمی از آن را نخورده اید؟!

نه شما "دزد" بودید و نه آن دانشجو یا دانشجویانی که پنیرتان را یواشکی برداشته بودند. اگر به جای پنیر یا مربا، داخل یخچال "پول" دیده بودید، آن را بر نمی داشتید و آن دانشجویان هم همین طور.

این، موضوعِ آزمایش دکتر دن آریلی است که در زمینه اقتصاد رفتاری پژوهش می کند. او در تعدادی از یخچال های خوابگاه دانشجویی دانشگاه MIT آمریکا 6 بسته کوکاکولا قرار داد. همه نوشابه ها ظرف 72 ساعت توسط دانشجویان برداشته شدند.

آریلی در ادامه به جای نوشابه، پول در یخچال ها گذاشت. همان دانشجویانی که نوشابه ها را برداشته و خورده بودند، به پول ها دست نزدند و سرانجام خود دکتر آریلی، پول ها را جمع کرد.

او آزمایش های بیشتری انجام داد. مثلاً در یک آزمایش به دانشجویان تعدادی سوال دادند؛ به آنها گفته شد به ازای هر پاسخ صحیح، مبلغی پول نقد می گیرند. به گروه دیگر گفته شد در قبال هر پاسخ صحیح، ژتونی می گیرند و می توانند آن ژتون را در همان اتاق، به پول نقد تبدیل کنند. نکته این بود که هر دانشجو، خودش تعداد پاسخ های صحیح اش را می شمرد و به ممتحن اعلام می کرد و بر اساس خوداظهاری، «پول» یا «ژتون قابل تبدیل به پول» می گرفت.*

فکر می کنید دانشجویان کدام گروه بیشتر مرتکب تقلب شدند؟ دانشجویانی که قرار بود پول بگیرند، کمتر تقلب کردند ولی گروه دیگر با ناراستی، نمرات خود را بیش از واقعیت اعلام کردند.
علت این است: انسان ها نسبت به "پول" حساسیت بیشتری دارند و اگر درستکار باشند، هرگز به "پول" دیگران تعدی نمی کنند اما این حساسیت در قبال اشیاء دیگری که آنها نیز ارزش پولی دارند، کمتر می شود؛ شاید اسم این پدیده را بتوان "دزدی ملایم" گذاشت.

آزمایش دانشجویان و پول و ژتون را مرور کنید: وقتی قرار بود "پول" بگیرند، کمتر تقلب می کردند ولی وقتی قرار بود "ژتون" بگیرند بیشتر تقلب کردند و حال آن که می دانستند می توانند آن ژتون ها را در همان اتاق تحویل دهند و در مقابلش پول بگیرند.

پیشنهاد فردی:
به عنوان یک انسان درستکار، حواس تان به این باشد که ممکن است در قبال اموال غیر پولی دیگران، حساسیت کمتری داشته باشید و ناخودآگاه به حقوق آنها تعدی کنید.

مثلاً وقتی حواس رئیس تان نیست، ممکن نیست یواشکی از جیب اش 10 هزار تومان بردارید (اصلاً در شأن شما نیست و حتی فکر کردن به آن هم توهین آمیز است) اما بارها و بارها از تلفن اداره برای کار شخصی تان استفاده کرده اید در حالی که تلفن همراه تان روی میزتان قرار داشت.

در واقع با این کار، از جیب مدیرتان حتی بیش از 10 هزار تومان نیز برای تلفن های شخصی تان برداشت کرده اید اما غیر مستقیم.

شما ممکن نیست از حسابداری شرکت تان 5 هز
پاسخ
avahasti ٧ دي ٩٧
عالی بود
لیدا30 ۶ دي ٩٧
آوای بهار ۶ دي ٩٧
پست خوبیه افرین خوندمش
صفحه بعد >>
علیرضاs
علیرضاs

آقا علیرضاs

اهل اصفهان است

تخصص او صنایع شیمیایی است

متولد 21 شهريور

تاریخ 23 خرداد 95 عضو چت اورداپ شده

عضویت چت روم اورداپ

صفحات و تصاویر
آخرین فعالیت اورداپی ها
دوستان